• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

بن بست جمهوری اسلامی


در آستانه سالگرد 22 خرداد آنچه مشهود و مسلم است، گیر افتادن جمهوری اسلامی در یک بن بست مطلق می باشد. راهی برای ادامه مسیر باقی نمانده و قطار ولایت فقیه که ادعا داشت فرمان و و ترمز ندارد، به نقطه ای رسیده که دیگر ریلی برای پیمودن وجود ندارد. هیاهو و هوچی گری ها نیز چاره ساز نبوده و معجزه نمی کند. قرار گرفتن در شرایط بن بست، سبب یأس و نومیدی بزرگی شده که قدرت هرگونه چاره اندیشی را از حکومت سلب نموده است.
حتی عادتها و رسومات خاص نظام جمهوری اسلامی نیز دیگر برایش قابل ادامه نیست، همه آن چیزهایی که روزی مایه فخر و مباهات بود بدل به اسباب ننگ و حقارت شده است. راهپیمائی 22 بهمن را می خواهند برگزار نکنند، نمی شود و آبروریزی خواهد بود، برگزار می کنند، بدتر مایه آبروریزی می شود. میلیاردها خرج می کنند و هزاران هزار اتوبوس را به زحمت می اندازند ولی در عکسهای هوایی نشان داده می شود که میدان آزادی خالی از جمعیت است. سالگرد «رحلت امام» را برگزار نکنند آنهم آبروریزی است، برگزار هم که می کنند بیشتر آبروریزی می شود.
مزمزه می کنند که به راهپیمائی 22 خرداد مجوز بدهند، نمی شود، آقا ناراحت می شوند، مجوز ندهند هم اتفاقاتی می افتد که آقا بیشتر ناراحت خواهند شد.
مشکل این است که زمامداران این حکومت، بیسواد و کم اطلاعند، نمی دانند که حتی دیکتاتور بودن و استبداد نیز قواعدی دارد. بر اساس عقل ناقصشان می پندارند که استبداد یعنی اینکه هیچ قاعده ای وجود نداشته باشد. اینگونه است که حکومت به ورطه هلاکت می غلطد و به لج بازی با مردم روی می آورد، عملی که حتی مستحکم ترین دیکتاتوری ها را نیز متلاشی می کند.
حکومت می توانست انتخابات را برچیند و با تغییر قانون، همه مقامات و نهادها را انتصابی نماید. رئیس جمهور و نمایندگان مجلس و همه دیگر مسئولین کشور با حکم رهبر انتخاب شوند و اساساً انتخاباتی در کار نباشد، حتی بصورت نمایشی. اگر حکومت چنین اقدامی می کرد قطعاٌ نه جنبش سبزی بوجود می آمد و نه راهپیمائی میلیونی 25 خرداد 1388 و نه اینهمه خونریزی و فضاحت. اما حکومت در کمال نادانی، با هر حیله و ترفندی که می توانست، مردم را به پای صندوقهای رای آورد و سپس با به حساب نیاوردن خواست مردم، به آرای آنها توهین کرد و سیلی بر صورتشان زد. مردم را تحریک نموده و تلاش کرد که تحقیرشان کند. سرکوب و کشتار و شکنجه و تجاوز و زندان را بر علیه مردم بکار گرفت و ملت را به لج بازی فرا خواند.
یک سال گذشته و رهبر و مسئولین نظام هر روز نانشان را در خون فرو برده و فروخورده اند. یکسال تلخ و وحشتناک برای حکومتی که پیشاپیش با مشکلات انبوهی دست به گریبان بود. ولی در این میانه، جنبش سبز فربه تر شده و زیر پوست جامعه جریان یافته و دائماً در حال گسترش بوده است. در مقابل، حکومت و حکومتیان نیز هر روز منزوی تر شده و بجایی رسیده اند که ناچارند بصراحت اعلام کنند که نیروهای بسیج را از سراسر کشور برای شرکت در مراسم «سالگرد ارتحال» ثبت نام کرده اند، ثبت نامی که بدون پرداخت وجه میسر نمی تواند باشد. پول می دهند تا احترام بخرند.
در همان نقطه ای که جمهوری اسلامی به آخر خط رسید، دقیقاً جنبش آزادیخواهی مردم ایران، شاداب و تازه نفس، راه خود را آغاز نمود و امیدوارانه به پیش می رود. ملت ایران پیروز این میدان است و آینده ایران را آینده ای پر از مهر و محبت، سرشار از آزادی و برابری، و آکنده از عطر لاله ها خواهد ساخت.

منبع:

http://sohrabestann.blogspot.com

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: