• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

روز شمار کودتای خرداد 1360 و نقد عبوراز بحران و روند شکل گیری کودتا از زبان کودتاگران_ بخش پایانی

18 خرداد – بنى صدر از كرمانشاه به بازديد جبهه ايلام میرود. مردم ايلام به گمان آنكه بنى صدر به شهر آنها میرود، به استقبال، بيرون می آيند گروهى از پاسداران را در لباس شخصى مى بينند كه سوار بر مينى بوس بشهر باز مى گشته اند. چون مطلع مى شوند كه رفته بوده اند برضد بنى صدر، در مراسم شهيدان جنگ شعار بدهند، آنها را بباد كتك مى گيرند.
18 خرداديك شماره از روزنامه انقلاب اسلامى بطور مخفيانه در ايران با تيراژ بالا چاپ شد.
19 خرداد – خمينى بنى صدر را از فرماندهى كل قوا بركنار مىكند.
خمينى به پسنديده اعلام مى كند كه ديگر نامه هاى بنى صدر را نمى خواند.
20 خرداد محمد جعفرى مدير روزنامه انقلاب اسلامى,  پرتیراژترین روزنامه دستگير شد.

20 خرداد – بنى صدر به تهران بازمي گردد و مورد استقبال ارتشى ها قرار مىگيرد.

21خرداد رفسنجانى به لاهوتى كه از بستگانش بود پيام مى دهد كه خودت را از بنى صدر دور كن زيرا پرونده اش سنگين است و كارش تمام است. لاهوتى از نادر روحانيون قعال در صحنه سياست بود كه با استبداد روحانيت مخالف بود.
22 خرداد – آخرين روزى بود كه بنى صدر در دفتر رياست جمهورى قرار داشت از آنجا در پيامى به ملت ايران مىنويسد، که در آن آمده است از جمله نوشته بود :

روزی محکومی در پای چوبه دار گفت ای آزادی چه جنایتها که به نام تو انجام میدهند. و از امروز خواهم گفت ای اسلام چه جنایتها که به نام تو نمیکنند. چنان دین را از اعتبار خواهند انداخت تا به نام دین تا یک قرن کسی نتواند حرفی بزند و دعوتی به حق کند. …

اگر كودتاى خزنده را اجرا كنند امور زير واقع خواهند شد :
جنگ تحميلى در صورت طولانى شدن به فرسودگى كامل نيروهاى ايران و عراق مى انجامد و در خاورميانه زمينه اجراى برنامه امريكا فراهم مى گردد و همانطوريكه در جريان گروگانگيرى ملاحظه كرديد ناچار به شرايط ننگينى تن خواهند داد و خواهند گفت چاره نداشتيم جز اينكه به شرايط تسليم شديم.

بشما مردم مى گويم، اگر امروز كه هنوز وقت باقى است نايستيد و استبداد را كه هنوز قوام نگرفته دفع شر نكنيد، استبداد با سلطه خارجى پيوند قطعى پيدا خواهد كرد و همه آنچه را كه گفتم و بدتر از آن بر شما خواهند كرد
25 خردادخمينى در سخنرانى خود اعلام مىكند : اگر سى و پنج مليون نفر بگويند بله من مىگويم نه. …آن روز مسلح نداشتيم موفق شديم حالا مسلح نيز داريم! …جبهه ملى مرتد است. …من حالا هم توبه را قبول مى كنم.اسلام توبه را قبول مىكند. نهضت آزادى از راديو اعلام كند اين اطلاعيه جبهه ملى كفر آميز است…و آن آقا هم بروند از ملت عذرخواهى كند.
ساعتى بعد از پخش سخنان خمينى. از طريق راديو، نهضت آزادى تبرى جست و اعلام كرد در ميتينك جبهه ملی شركت ندارد .

25 خرداد تظاهرات جبهه ملى به حمايت از رئيس جمهور و دفاع از آزادیها، بر اثر تهديد چماقداران و پاسداران مسلح، در ميدان فردوسى، برگذار نمى شود.

25خرداد – بنى صدر به مخفيگاه مى رود. از آنجا براى خمينى نامهاى مى فرستد و او را دعوت به رعايت قانون مىكند.
25 خرداد – يك شماره از روزنامه انقلاب اسلامى بطور مخفيانه در ايران با تيراژ بالا چاپ و پخش مى شود.
26 خرداد – بنى صدر در پيامى به ارتشيان متذكر مىشود كه وظيفه شان دفاع از استقلال و تماميت ارضى ايران است.
26 خرداد سازمان مجاهدين خلق اطلاعيه زير را صادر مى كند:
هموطنان مبارز، مردم قهرمان تهران، مقدمه چينىها و صحنه سازى هاى رسوا و مفتضحانه را شب گذشته در تلويزيون با شعار «مرگ بر بنى صدر» ترتيب داده بودند، ديديد. ظاهراً سينه چاكان ريايى و انحصارطلب «قانون» آنقدر در بثمر رساندن كودتاى ارتجاعى امپرياليستى شتاب زده اند كه بى محابا »اعدام و مرگ« رئيس جمهور قانونى را سر لوحه دستگاههاى خبرى و ارتباط جمعى خود ساخته اند. بنابراين جان رئيس جمهور على القاعده در خطر جدى است و فرد فرد شما از جانب تمامى مردم ايران در دفاع از آزاديها و مقاومت در برابر ديكتاتورى و اختناق سياه وظيفه داريد تا براى نجات جان دكتر بنى صدر هر لحظه هوشيار و آماده باشيد.
27 خرداد – آئين نامه بررسى عدم كفايت رئيس جمهورى در مجلس بتصويب مى رسد. در اين جلسه، احمد غضنفرپور پيام 22 خرداد بنى صدر را به مردم ايران، مى خواند.

مهندس معين فر خطابه بس شجاعانه خويش را در مخالفت با طرح عزل رئيس جمهورى و كودتا، ايراد مى كند.
29 خرداد بنى صدر در پيامى به مردم اعلام مى دارد : همه ابزار عليه رئيس چمهور است و اين مبارزه با انقلاب است …

آنها كه اين كارها را مى كنند نمى دانند كه جامعه ايران جامعه جوان است و جامعه جوان به رشد احتياج دارد …بهرحال نسل جوان نبايد خود را به ياس وادارد، چه من باشم، چه نباشم ايران اگر بخواهد مستقل و آزاد زندگى كند بايد با اسلام رشد، اسلام محبت، اسلام كار و تلاش و ابداع زندگى كند من كوشيدهام شاخص اين اسلام باشم.

30 خرداد -تظاهراتى كه طى آن چند صد هزار نفر به دفاع از رئيس جمهورى شركت كرده بودند، توسط حكومت سركوب مى شود، عدهاى كشته و عده زيادى دستگير مىشوند. از جمله عذرا حسينى همسر بنى صدر بهمراه عده اى ديگر دستگير مى شوند.

سازمان مجاهدين از ظهر اين روز با بالا بردن عكسهاى رجوى و تغيير شعار و توسل به قهر، موجب پراكنده شدن مردم و ادامه نيافتن حركت اعتراضى عموم مردم مى شود. در مجلس افراد حزب جمهوری اسلامی تا ظهر، بيكديگر تسليت و بعد از ظهر، تبريك مى گفتهاند.
31 خرداد – براى اينكه كودتا شكل قانونى بخود بگيرد، بهشتى از نو، بدنبال رأى قضات ديوان عالى كشور براى محاكمه بنى صدر مى شود. اما تمامى قضات، باتفاق، رأى منفى مى دهند، بدين ترتيب كار كودتا تنها برعهده مجلس قرار مى گيرد.

مجلس در سى و يك خرداد به اينكار مى پردازد. گروه نهضت آزادى و ديگر مخالفان استبداد، در اين روز به مجلس نمى آيند. خمينى از بنى صدر خواسته بود كه بيايد و توبه كند.
یک تیر 1360 – پس از رأى مجلس، خمينى عزل بنىصدر را امضاء مىكند.

در 22 تيرماه 60، مدتى بعد از كودتا، بنى صدر كه از 10 تير در مخفيگاه مجاهدين خلق بسر مى برد و گيلانى «قاضى دادگاه انقلاب» او را هفت بار محكوم به اعدام مى شمرد، در نوشته اى كه در آغاز وصيتنامه او، خطاب به همسرش بود و بعد كتاب خيانت به اميد شد، به همسرش مىنويسد:
حسين (ع) آزاده ترين آزادگان، رو در روى يزيد ايستاد. مردم آن زمان و تاريخ دچار سردرگمى نشدند. يزيد ستم و حسين عدل بودند. ميان مصدق و شاه، باز داورى بسيار آسان بود. همه حق رابه مصدق دادند. تاريخ نيز چنين كرد. اما ميان بنى صدر و خمينى تشخيص حق آسان نيست.

اگر فرض كنيم با كارهائى كه بدستور او انجام مى گيرند و قرائن حكايت مى كنند كه ادامه مى يابند و گسترش مى پذيرند، با اعدامهاى نوجوانان پسر و دختر، با كشتارها، با صحنه هاى تلويزيونى كه در شخصيت كشى، روشهاى رژيم شاه را كهنه كرده اند، با فقر و فلج اقتصادى، با جنگ و بدتر از همه توهين بملت و راى او و ويران كردن معنويت انقلاب او، تشخيص آسان مىشود، تصديق نمى كنى كه تاريخ مرا مظلومتر خواهد يافت؟

قضاوت تاريخ هر چه باشد، در اين لحظات نسبت به سرنوشت خويش احساس تلخ ندارم. دلم شاد است. پر از شادى است چرا كه از عقيده جدا نشدم و بخاطر دفاع از استقلال و آزادى و اسلام، اسلام رشد، اسلام محبت، اسلام آزادى، اسلام دفاع از حق محرومان، اسلام اميد، اسلام ضد زور، اسلام ضد اسلام ارسطو زده كه بر استبداد فقيه بنا گرفت و همه خشونت و جنايت از آب درآمد. بخاطر اين اسلام، اين آزادى همه جانبه، با تمام توان كوشيده ام و همه خطرها را پذيرفتم.

منتخب مردم ايران با اعتقاد به قاعده هجرت، به مثابه روش بايسته براى دفاع از آزادى و استقلال و افشاى سازشهاى پنهانى، به قصد فراهم آوردن زمينه حضور در صحنه ايران و استقرار قطعى مردم سالارى درايران، با مهاجرت موافقت مى كند و بهنگام خروج از ايران، اعلام مى كند:

ما مى رويم تا بمانيم و اينان –رژيم- مى مانند تابروند.
تجربه انقلاب و استقرار استبداد از سوى نهادها و دستجاتى كه بر جامعه شناخته نبودند، به وفاداران به انقلاب ثابت كرده بود كه مشكل اساسى ايران مشكل ناشناخته ها هستند. لذا ، پى گرفتن تجربه، ضرور مى ساخت فرصت حضور در خارج از كشور مغتنم شمرده شود تا مگر آن بخش از نيروها و گروهها، كه در اصول استبداد و وابستگى و روش كار، با رژيم حاكم اختلاف ندارند، هدف مشتركشان رسيدن به قدرت است و تنهابرسر قدرت با يكديگر نزاع مى كنند، به يك رشته آزمايشها و ابتلائات، يعنى تنها در چارچوب مبارزهاى سياسى كه مىبايستى در پرتو اصول و محكها و ضوابط مشخص و روشنى انجام گيرد، به جامعه شناسانده شوند.

لذا، منتخب مردم، در آخرين فرصتهاى حضور در ايران، با تنظيم ميثاق شوراى ملى مقاومت كه بر اساس اصول راهنماى انقلاب ايران، يعنى آزادى، استقلال، رشد و عدم هژمونى بر پايه همكارى و هموزنى، از كليه گروههاو نيروها و سازمانها و افرادى كه خود را به آن اصول متعهد و پايبند مى دانستند، دعوت بعمل آورد كه جبهه متحد مقاومتى عليه استبداد حاكم برپاسازند.

پس از تشكيل شوراى ملى مقاومت، رهبرى سازمان مجاهدين خلق كه در كوران جنبش اجتماعى در داخل كشور بوجود آمده و جوانان غيور و آرمانخواه ميهن بدان اقبال مى كردند، با اصل قرار دادن قدرت، از همان آغاز، و نقض آشكار اصول ميثاق خصوصاً استقلال به كژراه عراق رفت در اين كژراه ، به سرسپردگى و جيره خوارى صدام گرفتار آمد و در بند پندار وروشهاى توتاليتر، به سقوط وحشتناك كشانده شد. به پاس پايدارى كليه وفاداران به اصول راهنماى انقلاب، اكنون آينده ايران از خطر ناشناخته ها در امان است.

اكنون، از زمانى كه بنى صدر اين سطور را در مخفى گاه مىنوشت، حدود 25 سال مىگذرد. به جرأت مى توان گفت تاريخ، حداقل تا اين لحظه، قضاوت خود را در باره او و همه وفاداران به مرام استقلال و آزادى كرده است. بنىصدر در اين سالها نشان داد كه او مرد استقامت، عقيده، وفا، كار و تلاش است. باشد كه به همراه همه افراد، گروهها و نيروهائى كه در پى استقرار مردم سالارى هستند، در ايران و با مردم ايران، آزادى را جانشين استبداد كنند. پيروز و مفتخر به وطن آزاد و مستقل بازگردند.

به نقل از نشریه انقلاب اسلامی در هجرت شماره726

http://enghelabe-eslami.com

بخش اول:
بخش دوم:
بخش سوم:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: