• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

سخن حق سعدى: حجاب واقعى، عشق است

عرصه عشق، عرصه فدا شدن، هيچ شدن و…، نيست. عرصه عشق، عرصه محدوديت آزاديها نيست. عرصه گسترش‏پذير رشد و آزاديها است. بنا بر اين، دو روح و دو تن عاشق و معشوق، بايد بى قيد و سانسور، آزاد از هر ملاحظه و منعى، با يكديگر آميزش كنند. آزادى نه تنها مغاير وحدت همه جانبه نيست كه عين آنست. عشق بخود و عشق بديگرى، يك عشق است. انطباق دائمى ذوجنسيت مرد يا ذوجنسيت زن، در و با رشد دو جاذبه، يكى جاذبه دلها و عقلها بر يكديگر و ديگرى جاذبه تن‏ها يكى بر ديگرى، تحقق پيدا مى‏كند. اما رشد اين دو جاذبه، به آنستكه شور و مشورت، اساس همدلى و هم رأيى قرار گيرد. اين دستور كه با زن شور مكن، دستور ارسطو بود كه كليسا اخذ كرد. دستور اسلامى نيست. بنا بر تورات، آدم به اغواى حوا از ميوه درخت ممنوعه خورد. اما، بنا بر قرآن، بدون شور و حتى بدون چون و چرا كردن، نه با اغوا كننده، نه با همسر، نه با خدا، ميوه ممنوعه را خورد و خوراند . خديجه نيمى از نبوت بود. پيامبر در دامان او از ترس و ترديد بدرآمد و..

به هر عهدى كه در ميانشان مى‏آيد، بايد وفا كنند چرا كه عشق، عهد است. عهد كه شكست، عشق شكست برداشته است.  تسليم ترديد و ترس نبايد شد. نه تنها ترديد و ترس از بابت عشق ديگرى بخود، بلكه بيشتر از بابت عشقى كه خود به ديگرى داريم. با ترديد و ترس نسبت به عشق خود به ديگرى و عشق ديگرى بخود، بايد همواره مبارزه كرد. دو عشق، يكى عشق مرد به زن و ديگرى عشق زن به مرد، دو پرتو يك عشق هستند. ترديد و ترس يكى، پرتو عشق او را به ديگرى، تيره مى‏كند و بنوبه خود پرتو عشق ديگرى را بخود، نيز تيره مى‏سازد. هر يك بايد نفس خود را مكلف بداند و نگذارد ترديد و ترس، دل و عقل او را تسخير كنند. نتيجه رهايى دل و عقل از ترديد و ترس، آن مى‏شود كه حتى اگر ديگرى جفا پيشه كرد، اميد و عشق بر جا مى‏مانند. عاشق راستگو و شجاع، هيچ زيان نكرده است. همه سود برده و همه در عشق زيسته است. او سرانجام يار در خور عشق خويش را خواهد يافت. چرا كه جهان تا بوده و هست، هيچ عاشقى را بخود نديده است كه در تنهايى مرده باشد و هيچ زورپرست و قدر دوستى نشناس را نيز بخود نديده است كه در تنهايى نمرده باشد.

در رفتن از اين شهر به آن شهر عشق، در طى كردن هفت شهر عشق، بايد عقيده و علاقه را دليل راه قرار دهد و از آندو، حتى بخاطر معشوق، جدا نشود. بداند كه اگر بخاطر معشوق، از اصل چشم پوشيد و عقيده را بى قدر كرد، علاقه را نيز از دست داده است. معشوق و عشق را نيز گم كرده است. اشتباه و خطا را بايد جبران‏پذير دانست. در جبران آن، دو همسر بايد صميمانه همكارى كنند. قوتهاى يكديگر را ضعف نشمارند. خطا و ضعف را نه بپوشانند و نه ناديده بگيرند و نه مطلق كنند. بلكه به نيروى عشق، در رفع آن، با يكديگر يارى كنند و ضعف را به قوت برگردانند.

به هر عهدى كه در ميانشان مى‏آيد، بايد وفا كنند چرا كه عشق، عهد است. عهد كه شكست، عشق شكست برداشته است

تسليم ترديد و ترس نبايد شد. نه تنها ترديد و ترس از بابت عشق ديگرى بخود، بلكه بيشتر از بابت عشقى كه خود به ديگرى داريم. با ترديد و ترس نسبت به عشق خود به ديگرى و عشق ديگرى بخود، بايد همواره مبارزه كرد. دو عشق، يكى عشق مرد به زن و ديگرى عشق زن به مرد، دو پرتو يك عشق هستند. ترديد و ترس يكى، پرتو عشق او را به ديگرى، تيره مى‏كند و بنوبه خود پرتو عشق ديگرى را بخود، نيز تيره مى‏سازد. هر يك بايد نفس خود را مكلف بداند و نگذارد ترديد و ترس، دل و عقل او را تسخير كنند. نتيجه رهايى دل و عقل از ترديد و ترس، آن مى‏شود كه حتى اگر ديگرى جفا پيشه كرد، اميد و عشق بر جا مى‏مانند. عاشق راستگو و شجاع، هيچ زيان نكرده است. همه سود برده و همه در عشق زيسته است. او سرانجام يار در خور عشق خويش را خواهد يافت. چرا كه جهان تا بوده و هست، هيچ عاشقى را بخود نديده است كه در تنهايى مرده باشد و هيچ زورپرست و قدر دوستى نشناس را نيز بخود نديده است كه در تنهايى نمرده باشد

عاشق نبايد در عشق ورزى، واكنش ديگرى باشد. او بايد بر عقيده استوار و در اظهار عشق، خودجوش باشد. مهر بورز تا به تو مهر بورزم، ابتكار را از دست دادن و نقش تابع متغير دلخواه ديگرى را پيدا كردن است. بدينكار، عشق از دست مى‏رود. نور مهرومحبت، از خورشيد دوستى و عشق پرتوافكن مى‏شود. عاشق بايد خورشيد عشق و نه ماه آن باشد. سخن بادنتر وقتى مى‏گويد مهر و محبت بايد دوجانبه باشد، صحيح است. اما وقتى گمان مى‏كند بايد دائم ترازو در كار آورد و هر محبتى را در گرو مهرى نگاهداشت، براه خطا مى‏رود. محبت عاشق، خود جوش است و دو محبت خوجوش، وقتى پرتو در پرتو مى‏افكنند، تلاءلو خيره كننده نور عشق را بوجود مى‏آورند. عاشق بخاطر عشقى كه دارد، مهر مى‏ورزد. مهرورزى او اگر واكنش شد، مصنوعى مى‏گردد و عاشق استقلال خود را از دست مى‏دهد. بايد مهر ورزيد. اهل توحيد، در دشمن نيز سراغ دوست مى‏گيرند.

عشق، توحيد و در توحيد، رشد و كمال جستن است

از کتاب زن و زناشویی

نوشته : ابوالحسن بنى صدر

تاریخ انتشار : فروردین 1367

چاپ : انتشارات انقلاب اسلامی

دانلود کتاب زن و زناشویی

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: