• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

جهانگیر گلزار : بی آیندگی کودک ایرانی

در کشورهای اروپایی که رشد جمعیت رو به کاهش است و ادامه نسل و حیات جامعه در خطر است، جامعه جوان را جزو سرمایه حیاتی جامعه می دانند. در کشورهایی که در چند دهه گذشته اسباب رشد خود را فراهم نموده اند به مسئله رشد جامعه جوان جهت شکوفا شدن استعدادها ارزش فوق العاده داده اند. رشد این کشورها در پرتو رشد نسل جوان فراهم شده است. تجربه این کشورها الگویی شده است که دیگر کشورها بتوانند تجدید نظری در دید و روش خود به جوان و کودک و آینده او بنمایند. تجدید نظری که رشد کودک و جوان را حیات کل جامعه می بیند.

کشور ما از نظر ترکیب جمعیت نسبت به دیگر کشورها در شرایط استثنایی قرار دارد.

ایران کشوری جوان از لحاظ جمعیت می باشد و سالانه ۱ میلیون نفر به جمعیت آن اضافه می شود.

۲۱ میلیون نفر از جمعیت کشور زیر ۱۸ سال و ۳۵ میلیون زیر ۳۰ سال می باشند.

تعداد کودکان ایران  ۳۰ درصد جمعیت یعنی حدود ۲۱ میلیون نفر را شامل می شود .از این بابت  نگاه به آینده و فراهم آوردن شرایط مساعد رشد برای این بخش از جمعیت کشور امر بسیار مهمی است.

رشد جامعه در پرتو رشد اقتصادی و یا فراهم بودن امکانات کافی اقتصادی میسر می باشد و در ایران امروز بنا به گفته نجمن  حمایت از حقوق کودکان: «به علت فقر بیش از حد، طبق سرشماری سال ۸۵ بیش از ۵/۳ میلیون کودک از چرخه تحصیل خارج شده اند. البته آمار ۴ میلیون کودک خارج از چرخه تحصیل نیز داده می شود. یکی از دلایل اصلی خارج شدن این کودکان از مدارس بخاطر وارد شدن آنها در بازار کار می باشد. طبق این سرشماری کودکانی که مستقیم با کار درگیر هستند را یک میلیون و ۶۷۰ هزار نفر اعلام می کنند. البته در بعضی از آمار انجمنها ۵/۲ میلیون کودک کار نیز اعلام می گردد.»

عبدالرضا شیخ‌الاسلامی «وزیر» کار و امور اجتماعی در این باره( در ۲۳ تیر ۸۹ خبرگزاری فارس ) گفت: قانون هیچ وظیفه‌ای را برای وزارت کار در قبال کودکان کار در خصوص آموزش مشخص نکرده است و وزارت کار هیچ مسئولیتی در این خصوص ندارد!»

دلیل اصلی وارد شدن کودکان به بازار کار فقری خانواده های ایرانی است و این فقر است که والدین آنها را ناگزیر می سازد تا کودکان خود را در کسب در آمد با آنها همیار کنند.

طبق آمار ۹۰۰ هزار تومان در آمد، خط فقر اعلام شده است. در ایران امروز بیش از ۲۴ میلیون با فقر شدید مواجه هستند. یعنی حدود   ۵   میلیون خانوار ایرانی.

طبق آمار خط فقر شدید در سال ۸۳ معادل ۲۳۸ هزار تومان و در سال ۸۶ معادل ۶۵۰ هزار تومان و در سال  ۸۹ بیشتر از ۹۰۰ هزار تومان آمار می باشد. بدین سان رشد فقر در سالهای گذشته  سالانه ۱۸ درصد بوده است.

خانواده هایی که با فقر سر درگریبانند، توجه کمتری به آینده فرزندان خود دارند. در این خانواده ها خشونت علیه کودکان و زنان بیشتر است. اعتیاد در این خانواده ها بیشتر مشاهده می شود.

اعتیاد یکی دیگر از عوامل موثر در کودک آزاری و خشونت علیه کودکان می باشد. در حال حاضر طبق آمار دولتی حدود ۶/۲ میلیون معتاد و طبق آمار غیر دولتی بیش از ۴ میلیون معتاد در کشور موجود می باشد. تعداد کسانی که به الکل اعتیاد دارند را بیش از ۵۰۰ هزار نفر تخمین می زنند. فقر ناشی از اعتیاد چه از نظر مالی و از آن مهم تر یعنی از نظر فرهنگی تاثیر خشونت بار خود را بر روی کودکان می گذارد. اعتیاد والدین کودک را نسبت به آینده خود بی تفاوت می کند. از نظر تصمیم گیری شخصی ضعیف و معتاد به قدرت می گردد. این کودکان، افرادی مطیع و یا بسیار خشونت طلب خواهند شد.

طلاق نیز از مواردی است که  تاثیر مخرب  بر روی کودکان میگذارد. آمار طلاق در ایران که ناشی از بیماری های اجتماعی و کمبودها است، حکایت از آن دارد که از هر ۴ ازدواج ۱ ازدواج  به طلاق منجر می گردد.

خشونتهای اجتماعی و مخصوصا خشونتهای سیاسی که بصورت قانون دولتی به مردم تحمیل می شود. این خشونتها در سطح خانواده ها خود را نشان می دهد و از عواملی می گردد که باعث وارد شدن خشونت به کودکان و جوان بگردد. از طرف دیگر، فضای دوگانگی که در درجه اول قدرت حاکم بوجود آورده است تاثیر بد آموزشی بر روی کودکان می گذارد. فضای خشونت رژیم، مردم را ناچار می کند که در درون خانه یک نوع شخصیت و در بیرون از خانه شخصیت دیگری را بیان و از خود نشان بدهند. این دوگانگی در رفتار روزمره والدین تاثیر بد خود را بر روی فرزندان میگذارد و باعث می گردد که دارای تربیت دوگانه و دو رو بگردند. مثلا برای دختران پوشش اجباری که از سن پایین ۶ سالگی شروع می شود، پوششی است که نماد خشونت و اجباری است که حکومت به کودکان روا می دارد. والدین اکثراً با این فشار مخالفند. در واقع از کودکی حکومت به دختر به دید شیء جنسی می نگرد و به او این دید را تفهیم می نماید. تاثیر این برخورد با کودکان آمار مصرف بیش از حد لوازم آرایشی است که ایران مقام اول مصرف این مواد را در دنیا دارد.

سن کم استفاده از لوازم آرایشی و آنهم به شکل غلیظ آن در ایران مایه نگرانی بسیاری از روانشناسان و جامعه شناسان گردیده است.

بر نامه های تلویزیونی که می بایستی در خشونت زدایی نقش بازی کنند، امروز با برنامه هایی سراسر مملو از تحقیر، عصبانیت، خشونت، فحاشی و تزویر، بدل به ابزار مانع رشد گردیده اند.

نبود امکانات کافی آموزشی مبتنی بر آزادی و رشد کودک و آموزش حقوق او و دفاع از حقوق کودکان و انسانها. دلهره و اضطراب والدین نسبت به آینده کودکانشان، وقتی می بینند که دربازار کار با وارد شدن سالانه ۱ میلیون متقاضی جدید جایی و آینده ای برای کودکان آنها ارائه نمی دهد، باعث می گردد که همین عدم اطمینان را روزانه به کودکان خود نیز انتقال دهند.

کارشناسان اجتماعی معتقدند، ناهنجاری‌های اجتماعی از قبیل فقر، کمبود امکانات زندگی، سوء مصرف مواد مخدر و اعتیاد، محیط خانوادگی خشن، بیکاری و طلاق، خانواده را به انواع آسیب‌های اجتماعی مبتلا می ‌کند تا آنجا که از زندگی احساس لذت و رضایت نمی کنند و در این حالت، سرخوردگی و وحشت خود را با خشونت به کودک انتقال می دهند. این خشونت در اشکال کتک زدن، پرت کردن، لگد زدن، سیلی زدن، حبس کردن، گرسنه نگه داشتن، به کارهای سخت واداشتن، داغ کردن، سوزاندن و … بروز می نماید. به طوریکه بر اساس تحقیقات ‪ ۱۵درصد کودکان به هنگام تنبیه بدنی از سوی والدین، دچار جراحت و مصدومیت می‌شوند.

آقای عصمت یاری، مسئول واحد مددکاری انجمن حمایت از کودکان عنوان می نماید که  نتایج یک تحقیق میدانی در ایران نشان می‌دهد‪ ۷۵ درصد کودک آزاری ‌ها از طرف والدین انجام شده است. به عقیده کارشناسان، در کودک آزاری، تنها صدمات فیزیکی مطرح نیست بلکه آسیب‌های روانی آن اثری به مراتب طولانی ‌تر و عمیق‌تر دارد.

‪ ۹۰ درصد جوانانی که به مواد مخدر روی آورده‌اند مورد آزاد والدین خود مخصوصا پدران خود قرار گرفته اند. وحشت کودک، مسایل حیثیتی خانواده و آموزش ندادن مربیان و مدیران مدارس و دانش آموزان برای آگاهی بخشیدن به کودکان در مقابل کودک آزاری‌ها سبب شده است که اغلب موارد کودک آزاری ها پنهان بماند.

کودک آزاری در کشور ما معمولا جسمی است ولی شکل پنهان تر کودک آزاری جمسی، کودک آزاری جنسی است که توسط والدین یا خود کودک برای «حفظ آبرو» مخفی می‌ماند.

بیشتر مادران به گمان آنکه با افشای خشونت پدر که موجب آزار کودک شده آبروی خانواده به خطر می‌افتد، مقابل ظلمی که از طرف پدر خشن به کودک و یا خود مادر روا داشته می‌شود، سکوت می‌کنند.

ترسها و خشونتهای اجتماعی فرهنگی را چگونه می شود جبران کرد؟ .

بخشی از این جبرانها باید در چهارچوب خانه انجام بگیرد. وظیفه پدر و مادر است که در خدمت فرزندان خود باشند. سعی کنند که با فراهم آوردن محیط مساعد بر اصل آزادیها یعنی بر اصل برخوردار شدن کودکان از حقوق خود زمینه های رشد آنها را فراهم نمایند. البته والدین می بایستی از سلامت کافی مالی، اشتغال، امنیت، مسکن و  بهداشت و … برخوردار باشند تا بتوانند با آرامش بیشتر و بهتری به کار آموزش بپردازند. این بخش کار دولت است که نیازهای جامعه را متناسب با برخورداری از حقوق شهروندان فراهم کند.

در کشورهای استبدادی امکانات رشد از مردم گرفته می شود. استبداد تخم استعدادها را می خورد. استبداد رشد را در تضاد با خود می داند. استبداد رشدی را مشروع می داند که در خدمت او باشد. در کشور ایران که استبداد دینی از بدترین نوع استبدادهاست، نظام حاکم تحمل هیچگونه تحولی که به زعم آنها در تضاد با ولایت آنها باشد را ندارد. مردم قربانیان استبداد ولی فقیه هستند و زنان و مادران و کودکان آسیبهای بزرگ را در درجه اول می بینند.

در نظام ولایت فقیه که ضد حقوق عمل می کند و ولی فقیه صاحب مال و جان و ناموس مردم است دفاع از حقوق و رشد امری غیر قابل تحقق است.

رشد فضای آزاد می خواهد. در فضای آزاد است که امکان انتخاب و رشد میسر می گردد. در استبداد دینی حاکم بر ایران، ولی فقیه مجموعه قدرت را در دست دارد که به مناسبتهای مختلف این قدرت را به افراد مختلف تفویض می کند. رشد کودک و رشد و انتخاب کودک در تضاد است با ولایت فقیه. در نظام ولایت فقیه هر اندازه گروههای مدافع حقوق بشر فعالتر می شوند به همان نسبت خشونت نظام هم بیشتر می شود. مخصوصا خشونت نظام به آنها بیشتر ضربه وارد می کند که خواهان تحقق حقوق انسانها در تغییر این نظام می باشند. در این نظام مردم ولایتی ندارند. در این نظام است که کودکان آمار می شوند. آماری که بیانگر بی فردایی آنهاست.

در ایران امروز ۵۰ درصد پدر و مادرها تنبیه کردن فرزندان را «حق» خود می دانند. در ایران امروز اعتراض به تجاوز به کودکان ضد آبرو عمل کردن است. وقتی کسی که به او تجاوز شده است شکایت می کند در چشم بسیاری کار نادرستی مرتکب شده است. غیر مستقیم جامعه از متجاوز دفاع می کند. در ایران امروز آمار کودکان معتاد و کودکان خیابانی و کودکان کار و کودکان از تحصیل محروم  و کودکان … چون ننگ رژیم است، به درستی ارائه داده نمی شود. مسئولان نظام با بی شرمی اعلام میکنند چون اکثریت بچه های کار و بچه های خیابان غیر ایرانی هستند ( در واقع می گویند که افغانی هستند ) ما مسئولیتی در قبال آنها نداریم !. گویی با این گفته با شکم گرسنه خوابیدن بچه افغانی و یا تجاوز به بچه افغانی و یا معتاد شدن بچه افغانی و یا از صبح تا شب کار کردن بچه افغانی، به صرف اینکه ایرانی نیست، مشروعیت می یابد!. چنین دیدی ضد آزادی و ضد ارزشهای یک انسان است.

ایران بالاترین آمار اعدام کودکان را دارد. آیا بعد از ۳۰ سال اعدام و خشونت علیه کودکان، وضعیت کودکان ایران بهتر شده است؟ آیا قهر در جامعه نسبت به کودکان کمتر شده است؟ چرا باید هنوز در ایران اعدام داشته باشیم و صحنه های اعدام بدون سانسور به کودک و بزرگ نشان داده شود؟. کدام ترس مد نظر نظام است؟. ترس از عمل و یا ترس از نظام؟. در این نظام آینده تاریک است. اصلاح این نظام سراسر فساد و خشونت حتی در حق کودکان بیگناه،غیر متصور است. سازش و کوتاه آمدن ۲ دوره ریاست جمهوری اصلاح طلبان و یک سال تبلیغات اصلاح طلبان بعد از انتخابات دوره هشتم در قبال رفتار سراسر خشونت طلب نظام حاکم، بیانگر این واقعیت است که بسیاری از  اصلاح طلبان حکومتی معتقدند چنانچه استبداد بماند، ولی سهم اصلاح طلبان در قدرت نیز محفوظ بماند اشکالی ندارد. اما واقعیت امر این است که این نظام ضد حقوق عمل می کند. ضد حیات جامعه و طبیعت عمل می کند. از او نمی شود خواست که ولی فقیه برسر مقام و قدرت بی حد و حصر خود ابقا شود و مقامی قدر قدرت که قدرت خودش اصل است آزادیهای مردم نیز باشد! چرا که آزادی مردم به معنای نبود ولی فقیه و قدرت او است.

پس اولین قدم در جهت تحول اساسی برای آینده بهتر فرزندانمان، برداشتن مانع بزرگ، یعنی استبداد دینی حاکم بر ایران می باشد. تا آن مهم به سرانجام برسد، وظیفه طرفداران حقوق انسان است که به مردم حقوق آنها و چگونگی برخوردار بودن از آن را در چهارچوب خانواده گوشزد کنند.

تا کودکی با آزادیها رشد نکند و تا مردمی به حقوق خود واقف نشوند، مردم سالاری نیز برقرار نخواهد شد.

حق کودکان ماست که بدون خشونت و بدون ترس از ولی فقیه و پاسدارانش و طرز تفکر خشونت طلب آنها، در آزادی و شادی رشد و زندگی کنند.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: