• بیشترین کلیک شده‌ها

    • هیچکدام

صیاد شیرازی 457 نفر از 500 نفر را در عملیاتی به کشتن داد و در پاسخ گفت به بهشت میروند!!

بر طبق آمار دولتی در جنگی که دو سال بیشتر از زمان جنگ جهانی دوم و چهار سال بیشتر از زمان جنگ جهانی اول طول کشید،217 هزار کشته1، 378 هزار معلول2 ، 100 هزار مصدوم شیمیایی3، 4میلیون هکتار زمین آلوده به مین4، 16 میلیون مین خنثی نشده5 و 1000میلیارد دلار خسارت مادی6 برجای ماند. گرچه این آمارهای رسمی است و طبق عرف،  بازگوکننده کف حداقلی کشته‌‌ها و خسارات. حال آنکه طبق بیانیه سازمان ملل، میزان خسارات مستقیم وارده به ایران، 2/97 میلیارد دلار و خسارات غیرمستقیم، 34535 میلیارد دلار برآورد شده است.7  با توجه به اینکه تعداد بسیار زیادی از سربازان ایرانی پس از فتح خرمشهر در بصره و فاو و خاک عراق کشته شدند ودر کارون، دجله و فرات غرق شدند، تعداد کشته‌های جنگ به نظر می‌رسد به مراتب بیش از رقم اعلام شده باشد. آن‌ها که جسدشان هیچ‌گاه پیدا نشد و اکنون نیز در قعر کانال‌ها و مناطق عملیاتی در خاک عراق مدفون و بی‌نشان‌اند. تنها در عملیات کربلای 5 که به منظور اشغال ابوالخصیب در شرق بصره و در خاک عراق انجام شد، بنا بر گفته مقامات جنگ، سپاه ایران متحمل 30 هزار کشته شد.8 بر طبق آمار بنیاد شهید رجائی که به تازگی منتشر گشته است، تعداد کشته‌های ایران در طول جنگ 8 ساله، حدودا معادل یک میلیون نفر است. به این آمارها، باید پول خرید اسلحه‌های قاچاق وغیرقاچاق در بازارهای قانونی و غیرقانونی در طول این 6 سال، اختناق و استبداد، ضربه‌های شدید به معنویت و کانون خانواده در اجتماع و فروپاشی دهشتناک اقتصاد کشوررا نیز اضافه کرد.

جسد سرباز ایرانی در نزدیکی بصره، تیرماه 1361

جسد سرباز ایرانی در نزدیکی بصره، تیرماه 1361

تنها به عنوان نمونه‌ای کوچک از خیانت‌ها به جان و مال جوانان بی‌گناه، خاطره آیت‌الله طاهری می‌تواند گوشه‌ای از فاجعه را بنمایاند:

«عمليات كربلاي چهار بود… به خط مقدم كه رسيديم، ديدم كه عراقي‌ها از منورهايی استفادهمی‌کنند که شب را مانند روز روشن می کند، به خرازي گفتم خودت را به مسئولان برسان وبگو كه عمليات لو رفته است. خرازي رفت و برگشت و گفت كه آنها گفته‌اند كه ما مقلدامام هستم و بايد عمليات انجام شود. من پاسخ دادم که امام هم اگر شرايط را ببيننداجازه عمليات نخواهند داد؛ اما به هر حال عمليات انجام شد. بچه‌هاي ما چند دستهبودند، گروهي كه زير آب مي‌رفتند و يك لوله‌هايي براي نفس‌كشيدن از بالای سرشان رويآب بيرون مي‌آمد و عده‌اي هم كه با قايق مي‌رفتند. عراقي‌ها اين لوله‌ها را مي‌زدندو وقتي بچه‌هاي ما مجبور مي‌شدند سرشان را بالا بياورند، آنان را شهيد مي‌كردند. خلاصه تعداد زيادي از بچه‌هاي ما را شهيد كردند. فرداي عمليات من مي‌خواستم برگردم،خرازي به من گفت برنگرديد، بچه‌ها روحيه خودشان را باخته‌اند، بمانيد تا آنها روحيهخود را پيدا كنند. پاسخ دادم که ديگران اشتباه مي‌كنند، من بايد جبران كنم، گفتندبه خاطر خدا و امام بمانيد. قبول كردم. به يكي از گردان‌ها رفتيم، ديدم همه بچه‌هاروحيه خود را باخته‌اند. گفتم خدايا خودت كمك كن، من كه نمي‌توانم به اينها روحيهبدهم. شروع به صحبت كردم…با بچه‌ها خداحافظيكرديم و سوار قايق شديم… وقتی بهتهران رفتم، ماجرا را به طور کامل براي امام تعريف كردم. امام از اين اتفاقات خيلیمتاثر شدند. گفتم آقا نبايد با عوامل اين اتفاق برخورد كنيد؟ پاسخ دادند که من به آقاي هاشمي تذكر مي‌دهم.»9

مطابق آماری که بعدها از سوی مدیرکل آمار بنیاد شهید انقلاب اسلامی اعلام شد، 44 درصد شهدای جنگ، معادل 96 هزار نفر را نوجوانان و جوانان 16 تا 20 سال تشکیل دادند.11

تفکر»سرباز یک‌بار مصرف» و » به بهشت فرستادن سربازان» در اعماق ذهن جناح مقابل رسوب کرده بود. بنی‌صدر در نامه‌هایی به آقای خمینی و منتظری‌در مورد صیادشیرازی می‌نویسد:

«آقاى صياد شيرازى سرگرد بود و مرحوم دكتر چمران او را به اينجانب معرفى كرده بود. سه درجه ارتقاء به او دادم، او را سرهنگ تمام كردم، 3 لشگر را در اختيارش گذاشتم و و مأمور كردستانش كردم .. با آنكه فرماندهان ارتش مخالف بودند، مى‏گفتم بلكه راست باشد و او مردى باجوهر باشد. بدفعات شكايت و اعتراض شد كه مگر ما نظاميان موش آزمايشگاه هستيم كه بدست افسر توپخانه كه نه درس ستاد فرماندهى و نه تجربه دارد مى‏سپاريد. جوابم اين بود كه باتجربه‏ها كمكش كنند و موجب هماهنگى و همكارى ميان سپاه و ارتش مى‏شود. خبر رسید که در تهران به كارهاى ديگر مشغول شده و هر روز گزارش گفتگوهايش درباره عزل فرماندهان و همه كاره شدنش را مى‏آوردند. تزلزل و خشم فرماندهان نيروها زياد مى‏شد تا بدانجا كه دسته جمعى آمدند و گفتند استعفا ميدهيم. سرانجام در كردستان مصيبت بر مصيبت افزود و مصيبت آخرى كه ببار آورد، غيرقابل اغماض شد: يك گروه 500 نفرى را به سردشت برده و 457 تن از آنها را به كشتن داده و 45 ميليون تومان پول و بسيارى از ابزار جنگى از بين رفت و روحيه نظاميان را بكلى خراب كرده بود ارتشيان با او بغايت دشمن شدند. براى جبران عدم كفايت، درخواست بمب ناپالم كرد و امروز در دنيا موضوع تبليغات بر ضد جمهورى اسلامى ما شده است كه در حكومت مذهبى، هموطنان مسلمان خود را با بمب ناپالم مى‏سوزانيم. در كردستان بر نفرت عمومى از او افزوده شد.[درباره حادثه سردشت]، احضارش کردم. از او در باره فاجعه‏اى كه ببار آورده بود، توضيح خواستم. پاسخ داد به بهشت مى‏روند! خشكم زد! پرسيدم مگر خداوند شما را مأمور فرستادن جوانان مردم به بهشت كرده‏است؟ دستور بركنارى و محاكمه نظامى او را دادم.»12

بنی‌صدر با انتقاد شدید از این طرز تفکر و یادآوری ارزش جان انسان گفت:

«ما مسئول جان این انسان ها هستیم. بهتر است که ما آدم آگاه و با دانش نظامی و معتقد را فرمانده کنیم و او تلفات ندهد و جان برادران و فرزندان مارا بی‌جا و بی‌دلیل به خطر نیافکند، تا اینکه کسانی را بگذاریم که برایشان جان افراد قیمت ندارد. اما فرصت طلبانی هستند که می‌خواهند با عنوان کردن شهید واز راه شهید‌ پروری ضعف خودشان یعنی نبود دانش فرماندهی و ضعف فرماندهی را بپوشانند.»13

جان انسان‌ها به همین سادگی ملعبه دست شد و اینچنین پس از کشته‌شدن صدها نفر در یک عملیات کور و فله‌ای، سر و ته قضیه با یک » تذکر می‌دهم» بند ‌آمد. آیت‌الله منتظری در نامه‌ای به آقای خمینی در  16/7/64، به شدت به این گونه بی‌قدر شمردن جان جوانان این سرزمین اعتراض کرد و به او نوشت:

» اشكال مهم اين است كه كارهاي اساسي كشور خلاصه شده در چند نفر با مشاغل و گرفتاريهاي زيادي كه دارند. و ايكاش كارهاي مهم را به افراد قوي و اهل محول مي‎كردند و تنگ نظري و خط و خطوط و رفيق بازي در كار نبود. معمولا نسبت به هيچ خطا و تقصيري توبيخ و بازخواست نمي‌شود و يا اگر فرضا بشود توصيه‌ها و تلفن ها بكار مي‎افتد. اگر مرجعي قاطع براي بررسي خطاها و ضعفها و تقصيرات منجر به شكست هاي پي در پي در دو سال اخير در جبهه ها وجود داشت و براي جان هزاران جوان كه مفت و در اثر بي احتياطيها از دست مي‎روند ارزش قائل بوديم اوضاع جنگ و جبهه ها بهتر از حال بود… معمولا بعد از هر شكستي كه بالاخره همه مي‎فهمند به جاي بررسي دقيق شرایط و عوامل آن و استفاده از تمام نظريات و انتقادات فرماندهان جزء و رزمندگاني كه شاهد قضايا و مصائب بوده‌اند يك سري خلاف واقعها و پيروزي‌هاي خيالي و تهديدهاي تو خالي در رسانه‌هاي گروهي و نماز جمعه‌ها تحويل خلق‌الله داده مي‎شود كه باعث تعجب حاضرين در جبهه‌هامي‎شود و تمام قصورات و تقصيرات زير پوشش تبليغات قرار مي‎گيرد و افراد مقصر يا خاطي هيچگونه احساس ترس يا نگراني نمي كنند و يا بگردن يكديگر مي‎اندازند و مرتبا خطا روي خطا و شكست روي شكست نصيب انقلاب و مردم مي‎شود.»14

پس از اظهارات عجیب و غریب محسن رفیق‌دوست که در پاسخ به این که چرا جان سربازان را آنقدر بی‌ارزش می‌پندارید، گفته بود:»سربازان ما یکبار مصرف هستند«، این بار نوبت رجایی بود تا در مسجد سپهسالار(مطهری فعلی) نیت باطنی و نهایت ضدیت با رئیس‌جمهور را آشکار کند:

«6 ماه دیر‌تر با نهادهای انقلابی پیروز شویم بهتر از این است که با ارتشی پیروز شویم که کودتا‌گران را بکار گرفته است. آن پیروزی که این ارتش بدست آورد نمی‌خواهیم.»15

حسین خمینی، نوه آقای خمینی که از طرفداران بنی‌صدر بود نیز گفت:

«من خودم با آنها بحث کرده‌ام و خودم از آنها شنیدم که می‌گویند خوزستان و حتی نصف ایران برود بهتر از این است که بنی‌صدر حاکم شود. آخرین شانس این جمهوری بنی صدر است.»16

حزب ملت ایران به رهبری داریوش فروهر این طرز تفکر را مورد انتقاد قرار داد و گفت:

«ناشايستگي دست اندركاران حكومت و رقابت هاي زيانبخش آنان كار را بدانجا رسانيده است كه براي انحصار داشتن افتخارها، سامان يافتن جبهه ها را خوش نمي دارند.»17

بنی‌صدر به همین نکات اشاره کرد و گفت:

«برای یک عده ای از دست رفتن خوزستان گواراتر از پیروزی بنی‌صدر است.»18

«عده‌ای هستند که می‌خواهند به هر قیمت شکست بخوریم، فکر می‌کنند پیروزی، پیروزی رئیس جمهوری است و این برایشان غیرقابل تحمل است.»19

«در واقع هدف از ادامه جنگ ظاهرا جز این نیست که مواضع تحکیم گردد.»20

جالب آن‌که 14 سال پس از بنی‌صدر، محسن رضایی، نیت واقعی جناح خود را از ادامه جنگ آشکار کرد و مهر تائیدی بر حرف‌های بنی‌صدر زد:

«اگر جنگ را ادامه نمی‌دادیم، حکومت و انقلاب تثبیت نمی‌شد. آن‌هایی که می‌گویند شش سال از 8 سال جنگ بیهوده بود و سال‌های جنگ را 6 و2 توصیف می‌کنند، باید بدانند که اگر به جنگ پایان می‌دادیم حکومت اسلامی و انقلاب از بین رفته بود.»21

بی‌ارزش شمردن جان انسان‌ها و استفاده‌ از آنها در مستحکم کردن پایه‌‌های قدرت کسب‌وکار آقایان شده بود. تهییج جوانان معصوم و به کشتن‌دادن آن‌ها در راه رسیدن به اهداف سیاسی و حکومتی، آخرین حلقه زنجیر خیانت به انقلاب را تکمیل کرد. یک مقایسه کوچک میان آمار کشته‌شده های عملیات‌هایی که سپاه پاسداران آن را ترتیب داده‌اند با عملیاتی که ارتش برگزار کرده است، عمق فاجعه انسانی را به خوبی نشان می‌دهد. جنگ را ادامه دادند تا پایه‌های قدرت و حکومت را مستحکم کنند. این نکته‌ای است که محسن رضایی نیز به آن اعتراف کرد.

جنگ ادامه یافت تا قدرت تثبیت شود.رجایی، خمینی و خامنه‌ای نیز به این نکته اشاره کرده‌اند:

رجایی:»جنگ نعمت است. در سایه آن مسائل حل می شوند.» 22 خمینی:»جنگ برای ما نعمت است.» 23 خامنه‌ای: «جنگ نعمتى الهى بود.»24

و همه این‌ها در حالی است که هنوز ناگفته‌‌های جنگ افشا نشده است. وای بر روزی که پرده‌ها فرو افتد.

—————————————————————————————————-

1- ویژه نامه هفته دفاع مقدس، روزنامه ایران، 31/6/1382. این در حالی است که سرلشگر رحیم صفوی سخن از 213 هزار شهید به میان می‌آورد(کیهان، 12 تیر 79). عباس خامه يار اما خبراز تدوین فرهنگ زندگینامه 219 هزار شهید داد.(جمهوری اسلامی، 15 شهریور 1384) همچنین ر.ک به آمار عماد‌الدین باقی در مقاله جامعه‌شناسی جنگ، ویژه‌نامه جنگ، شرق، 4 مهر 1384

در یک نگاه آماری پیرامون شهدای ایران در طول جنگ، از نظر تحصیلات 80668 نفر تا مقطع ابتدایی و کمتر، 55677 نفر تا مقطع راهنمایی، 66334 تن تا مقطع متوسطه، 8061 نفر دارای تحصیلات دانشگاهی و 3117 تحصیلات حوزوی داشتند.(ویژه نامه هفته دفاع مقدس، روزنامه ایران، 31/6/1382)

2– دقیقا 378540 جانباز که از این تعداد 167898 تن بالای 25 درصد و 210642 تن کمتر از 25 درصد جانبازی داشته‌اند. (ویژه نامه هفته دفاع مقدس، روزنامه ایران،31/6/1382)

3– مصاحبه با محمد باقر نيكخواه مسؤول واحد« ش.م.ر» سپاه پاسداران انقلاب اسلامي،روزنامه قدس، 4 مهر 1385

4اعتماد ملی،1/7/85، همچنین روزنامه ایران،26/2/1385. «استانهاى ايلام با مساحت يك ميليون و ۷۰۰هزار هكتار، خوزستان بامساحت يك ميليون و۳۸۰هزار هكتار ، استان كرمانشاه با مساحت ۶۹۱ هزا ر هكتار ، آذربايجان غربى بامساحت ۵۹ هزار هكتار و كردستان با مساحتى به وسعت يك هزار و ۴۸۰هكتار ، بنا بهتحقيق انجمن حمايت از مصدومين مين ايران به ترتيب آلوده ترين نقاط ايران از اينمنظر به حساب مى آيند.«( ایران،26/2/1385)

[1]5- «وجود 16 ميليون مين در ايران، شامل يك چهارم كل مين‌هاي خنثي نشده در سرتاسر جهان است.»( ماهنامه گزارش،شماره 166، مرداد 84.) «ايران با داشتن 16 میلیون مین خنثی نشده، همچنان در ميان بيش از ۸۰ كشور جهان بعد از مصر مقام دوم جهان را دارد. طبق اعلام مركز اطلاعات ملل متحد در ايران تخمين زده شده كه سالانه بيش از ۱۵ تا ۲۰هزار نفر كشته و مجروحين جديد به واسطه بقاياى اينگونه مواد منفجره هستند كه بيش از۸۰درصد از اين قربانيان را غيرنظاميان تشكيل مى دهند»( روزنامه ایران،26/2/85) «16 میلیون مین عمل نکرده و 4 میلیون هکتار آلوده به مین هر روز جان و اعضای 222 نفر را می‌گیرند.»( اعتماد ملی،1/7/85)

6نقل از رفسنجانی، کیهان هوایی،12 مهر 1370.

7– گزارش شماره 36822S/ مورخ سی‌ویكم ژوئیه1991. دبیر كل در گزارش صدونودویك صفحه‌ای خود به شورای امنیت در بیست‌وچهارم دسامبر 1991، این موضوع را به اطلاع اعضای شورا رساند.

[1]-8- مصاحبه بهزاد نبوی با روزنامه همبستگی، نقل از خبرگزاری انتخاب، 17 آبان 1385

9مصاحبه‌ با آيت‌الله طاهري‌ اصفهاني‌، اعتماد ملی، 9/3/85

10خاطرات سرتیپ دوم اسکندر بیرالوند فرمانده سابق تیپ 84 پیاده خرم آباد،به مناسبت گرامی‌داشت هفته دفاع مقدس، روزنامه اطلاعات،5 مهر 1376،ص5. همچنین هاشمی رفسنجانی در خاطراتش از  بازدید منطقه‌ای می‌گوید که در آن 70 پاسدار بر اثر انفجار مین شهید شده بودند( عبوراز بحران،ص 479)

11–  گفتگوی هادی قلم‌نویس، مدیر کل آمار و اطلاعات بنیاد شهید انقلاب اسلامی با خبرگزاری مهر،۱۳۸۲/۰۶/۲۹

12– نامه بنی‌صدر به آقاى خمينى، 28 شهریور 1359؛نامه‌های بنی‌صدر به خمینی و دیگران،ص157. همچنین:نامه بنی صدر به آقاى منتظرى، 24 اسفند 1359؛ نامه‌های بنی‌صدر به خمینی و دیگران ص321-323.همچنین دو خط آخر از: پاسخ بنی‌صدر به نامه یک «بسیجی مسلمان ایرانی» ،24 تير 138.

13انقلاب اسلامی،21 آبان 59

14[1]نامه آیت‌الله منتظری به آقای خمینی، خاطرات آیت‌الله منتظری،ج2، صص1056-1060

15سیر تحول سیاست آمریکا، کتاب دوم، فصل 5،ص 18

[1]-16- انقلاب اسلامی، 25 اسفند 59. قبل از این گفتگو، حسین خمینی برای اولین بار در مصاحبه‌ای علیه بنی‌صدر صحبت کرد. چه شده بود؟ درباره چرایی آن مصاحبه بنی‌صدر نقل می‌کند:»روز بعد از مصاحبه، حسين خمينى نزد من آمد و گفت:»عمويم احمد آقا تلفن كرد بيا حال امام خراب است. از آبادان به تهران آمدم. نزد پدر بزرگ رفتم ديدم در رختخواب با حالى بسيار زار است. مضطرب شدم و پرسيدم: چه شده؟ كسالت داريد؟ امام گفت: از دست بنى صدر است، بنى صدر مى‏خواهد مرا نابود كند.» (نامه‌ها از بنی‌صدر به خمینی و دیگران، توضیحات،ص219)

17بیانیه حزب ملت ایران،13/8/1359

[1]-18- انقلاب اسلامی، 13 آذر 59

19انقلاب اسلامی، 9 خرداد 60

20انقلاب اسلامی، 9 خرداد 60

21سخنرانی در کنگره بزرگداشت سرداران و 16 هزار شهید خوزستان،10 اسفند 1379

22سیر تحول سیاست آمریکا در ایران، کتاب دوم، گروگانگیری،  فصل 5، ص 10

23– نقل از عبور از بحران،هاشمی رفسنجانی،خاطرات 3 دی 60،ص420

24– حديث ولايت، ج 3، ص 28

20 پاسخ

  1. jangi bood haGHIR BI ARZESH .BA FARMANDEHANI AHMAGH .KHODKHAH .ZEDEIRANI

  2. بسیار ممنون.
    از این مطالب واسه نسل جوون بیشتر کار کنید.

  3. very good

  4. hi,ilike to membership of your site.

  5. همه ی بدیای جنگ و فرمانده ها قبول.ئلی یادمون نره
    یه جنگ ملی بود و شهیدای ایرانی ما چه جان فشانی ها کردند.
    احترام اونا رو زیر پا نذاریم.

    • حرف شما درسته. هیچ شکی در رشادت سربازان و دلیر مردانی که از خاک ایران دفاع کردند نیست. ولی اگر درایت دولت مردان بود دیگر جنگی نبود که به خاطرش مجبور می شدیم جوانانمان را از دست بدهیم.

  6. صیاد شیرازی توسط مجاهدین به سزای جنایتش رسید و به درک واصل شد.

    • دوست من، صیاد رو مجاهدین ترور نکردن. دارو دسته سعید امامی این کارو کردن. البته من نه با صیاد موافقم نه با اونایی که ترورش کردن.

      • فكر مي كنم مجاهدين بارها و بارها صراحتا اعلام كردن كه ترور صياد كار اونا بود و هنو هم به انجام ين كار افتخار مي كنند. من البته موضعي در اين رابطه ندارم

      • خوش به حالشون که به کشتن و ترور یک آدم افتخار می کنند!!! مجاهدین هم مثل نظام جنایت کارند و فقط درد قدرت دارند

  7. دشمن ایران وایرانی فقط و فقط خمینی بود و هست. صدام حسین که از سال۶۱ ازخاک ایران خارج شد و قرارداد ۱۹۷۵الجزایر را پذیرفت و دنبال صلح و دادن قرامت بود. صدام حسین مرتب می گفت صلح! خمینی بود که برای حفظ حکومت دیکتاتوری مرتب می گفت جنگ! وتنبیه متجاوز و فتح قدس از طریق کربلا! وبه اینگونه خمینی با ادامه ۶ سال جنگ ضد میهنی ۲ میلیون کشته و ۱میلیون معلول و هزار میلیارد دلارخسارت به خاک ایران تحمیل کرد.

    در سال ۱۳۶۳ در پاریس شورای ملی مقاومت ایران با وزیر امور خارجه عراق بر طبق قراداد ۱۹۷۵ قرارداد صلح امضا کرد. در سال ۱۳۶۵ در پی زد وبند رژیم با فرانسه و اخراج مسعود رجوی از فرانسه، مجاهدین برای تاسیس ارتش آزادیبخش ملی ایران به عراق، به شرط استقلال وعدم مداخله در امور یکدیگر، رفتند. وبا حملات خود به سپاه پاسداران و بسیجیان و ارتش تحت امر خمینی باعث شدند که خمینی جام زهر صلح با صدام حسین را سر بکشد. تاریخ ایران با ستایش از مجاهدین یاد خواهد کرد و گرنه خمینی مرتب می گفت که جنگ را تا بیست سال ادامه خواهد داد.

    خمینی برای تدوام استبداد و حفظ حکومتش مایل بود جنگ را تا بیست سال هم که شده ادامه دهد. از سال ۱۹۸۲ که صدام حسین قرارداد ۱۹۷۵را پذیرفت واز خاک ایران خارج شد و اعراب مایل به پرداخت قرامت شدند جنگ نا مشروع و ضد ایرانی شد. از سال ۱۹۸۲ به بعد این خمینی و دولت حاکم برایران بود که متجاوز بود. وظیفه هر ایرانی وطن پرست و آزادیخواه این بود که جلو متجاوز بایستند اگر چه متجاوز ارتش و سپاه ایران باشد. از آنزمان به بعد این صدام حسین است که مشروعیت دارد نه خمینی. بنابرین مقابله مجاهدین با جنگ طلبی خمینی نه تنها باعث افتخار ایرانیان است بلکه مجاهدین با عملیات خود حق بسیار بزرگی بر گردن ملت ایران برای کمک به پایان جنگ دارند. این را تاریخ هم گواهی خواهد داد.

    اگر صدام بد بود چگونه در شرايط بعد از صلح اجباري با صدام روبط حسنه پيداكردند؟ نفت عراق كه از طرف امريكا تحريم شده بود را آخوندها ميفروختند. پسر صدام به ايران رفت و آمد ميكرد، طاها ياسين رمضان و طارق عزيز بديدار رفسنجاني و رهبر ميرفتند، عراق هواپيماهاي جنگي و مسافري خود را به ايران ميسپرد و رفسنجانی و خاتمی هر روز برای صدام حسین نامه های برادارانه و عاشقانه می فرستادند.

  8. جنگ ضد میهنی هشت ساله که اگر آغاز کننده اش خمینی نبود ـ که البته تحریک کننده اش بود ـ ادامه دهنده اش بود. استراتژی ماندگاری جمهوری اسلامی و بهانه ای برای ایجاد جو خفقان و سرکوب بود. و به بهای خون هزاران تن و معلول و آواره شدن بهترین جوانان این مملکت تمام شد. شورای ملی مقاومت که متشکل از گروها ، احزاب و شخصیت ها و در راس همه آنها مجاهدین خلق بود پس از فتح خرمشهر ادامه جنگ را محکوم کرد. پس از سال ۶۱ این جنگ نه جنگ مردم ایران بلکه جنگ خمینی و رژیمش برای بقا بود. کل اپوزیسیو ن دمکراتیک تلاش شان را برای توقف جنگ و توقف ماشین سرکوب و جنایت جمهوری اسلامی معطو ف کردند که جنگ در زمان خود بیشترین آسیب به ایران و ایرانی را رقم می زد. خود سردمداران رژیم هم اعتراف می کنند که پس از خرمشهر ادامه جنگ لزومی نداشت مثل این که الان هم خامنه ای بخواهد با کشوری مثل اسراییل یا یک کشور عربی دیگه جنگی رو آغاز کند که من و شما ناخواسته مجبور به شرکت در آن شویم در این شرایط موضع ما چه خواهد بود گول خوردن وایستادن پشت مواضع ضد امپریالیستی یا ناسیونالیستی یا اسلامیستی آقایان ؟ خائن هم جز مسولین وقت جمهوری اسلامی کس دیگر ی نیست واگر قرار باشد کسی به جرم خیانت محاکمه می شد خمینی و رفسنجانی وخامنه ای و موسوی و امثال کروبی و… بودند.

  9. آقای حسین زاهدی در مقالهی خود به نقل از مهندس بازرگان مینویسد:

    «روزی در سال ۱۳۵۹ از شورای انقلاب از من خواستند برای مشورت در مسئله مهمی در جلسه شورا شرکت ‏کنم . وقتی به جلسه رفتم دیدم اقای دعائی سفیر ایران در عراق نیز در جلسه حضور دارد. گفتند آقای دعایی ‏گزارشی دارند. آقای دعایی بیان کرد که در ماههای اخیر هر چند وقت یکبار و گاهی گاهی هرهفته مرا به ‏وزارت امور خارجه احضار و با ارائه مدارکی به دخالتها و کوشش ایران برای اخلال و آشفتگی در عراق ‏اعتراض مینمایند و من توضیح میدهم که این ها کار دولت ایران نیست و گروههای خود سرند که دنبال قدرت ‏نمایی هستند و نظایر این نوع استدلالها برای رفع اعتراض.
    اما هفته گذشته صدام حسین مرا احضار کرد و پس از ‏بیان اعتراض شدید به دخالتها و اخلالها گفت این وضع برای من قابل تحمل نیست. شما بروید تهران و به آقای ‏خمینی بگویید من اولین دولتی بودم که جمهوری اسلامی را به رسمیت شناختم و اگر اجازه بدهند من (صدام) ‏خودم شخصا به ایران میایم تا با مذاکره اختلافاتمان را حل کنیم اگر مایل نیستند با من مذاکره کنند من یک هیئت ‏عالیرتبه به ایران میفرستم و یا دولت ایران یک هیئت عالی برای مذاکره به عراق بفرستد تا اختلافات فیمابین حل ‏شود زیرا ادامه این وضع برای من قابل تحمل نیست و من برای خاتمه دادن به این وضع به ایران حمله نظامی ‏خواهم کرد. سپس آقای دعائی تاکید کرد که این آدمی است که حمله خواهد کرد.‏»

    آقای زاهدی در ادامه مینویسد:

    ‏«شورای انقلاب تصمیم میگیرد که آقای دعایی به اتفاق آقای مهندس بازرگان و آقای دکتر بهشتی برای بیان ماجرا ‏و تعیین تکلیف به دیدار رهبر انقلاب بروند. در این دیدار ابتدا آقای دعایی شرح کامل ماجرا ونهایتاً تهدید صدام را ‏بیان میکند رهبر انقلاب در پاسخ به او میگویند محلش نگذارید. سپس آقای مهندس بازرگان به استدلال میپردازد ‏که باید توجه کرد که امروزه موقعیت ما به علت اعمال تندی که شده ومواضع تندتری که اتخاذ گردیده است در ‏بین ملل جهان چندان مطلوب نیست و اگر گرفتار جنگ شویم کسی از ما حمایت نخواهد کرد بلکه از طرف مقابل ‏ما حمایت خواهند کرد.
    ازاین گذشته وضعیت ارتش به علت اعدام بسیاری از فرماندهان عالی و درجات پائین تر و ‏اهانتهای بسیاری که به ارتش و ارتشیان از افراد وگروههای مختلف شده ومیشود وضع بسیار نامناسبی دارد ‏وبکلی فاقد روحیه لازم است. از این گذشته تسلیحات نظامی ما عمدتا امریکایی است و با مشکلات میان دو کشور ‏دیگر دسترسی به لوازم یدکی مشکل و شاید غیر ممکن باشد. براینها باید اضافه کرد که جهان غرب و حتی کشور ‏های عربی محال است بگذارند ما پیروز شویم. بنا بر این باید از وقوع جنگ جلوگیری کنیم. رهبر انقلاب در ‏پاسخ میگویند گفتم محلش نگذارید. مجدداً آقای دکتر بهشتی شروع به استدلال میکند اما آیت الله خمینی تا سخن او ‏پایان گیرد تحمل نمیکنند واز جایشان برمیخیزند و برای بار سوم تکرار میکنند که گفتم محلش نگذارید و بطرف ‏در اندرونی حرکت میکنند . اقای دعایی که بسیار ناراحت شده بود میگوید آقا من به بغداد نخواهم رفت. آقای ‏خمینی که نزدیک در اندرونی رسیده بودند پس از تأمل کوتاهی رویشان را بطرف دعایی برگردانده ومیگویند ‏وظیفه شرعیات می باشد که بروی و بدون اینکه منتظر پاسخ شوند به قسمت اندرونی وارد میشوند. به شورای ‏انقلاب برمیگردند و اقای دعایی بسیار ناراحت بوده در حالیکه گریه میکرده است میگوید به خدا قسم او (صدام) ‏حمله خواهد کرد. هیچ کس کاری نمیتواند بکند و مدتی بعد عراق به ایران غافلگیرانه حمله میکند.»
    http://www.iranliberal.com/soton%20e%20azad/Zahedi_Gang.htm
    http://www.pezhvakeiran.com/page1.php?id=24147

  10. فقط این میتونم بگم نه خمینی نه صیاد نه هاشمی نه رضایی نه چمران نه خامنه ای نه جنتی نه سپاه نه صدام نه خیلیهای دیگر نخواهم بخشید که عزیزترین بابایی دنیا رو با دروغاشون ازمن وخانوادم گرفتند وحال مست کردنند وجوانان امروزما را به خاک میکشند……صدافسوس صدافسوس

    • شهید باکری در اواخر وصیت نامه اش می نویسد بعد از جنگ افراد 3 دسته می شوند. نظر شما رو که خوندم یاد اون وصیت نامه افتادم.
      1. افرادی که از گذشته خویش پشیمان می شوند و در صدد جنگ با گذشته خود بر می آیند.
      2. افرادی که گذشته ی خویش را فراموش می کنند و غرق در دنیا و مال دنیا می شوند.
      3. افرادی که بر ارزشهای خویش پایبند می مانند و از به وجود آمدن آن دو دسته ی دیگر حرص می خورند و ناراحت می شوند و زندگی با زجری خواهند داشت(از دیدن آن دو گروه دیگر)
      شهید باکری در ادامه می نویسد پس از خداوند بخواهید که شهید شوید چون 2 گروه از این 3 گروه عاقبت به شر می شوند و فقط یک گروه عاقبت به خیر می گردند که زندگی سختی هم دارند.

  11. برو آقا…
    اینها قدیمی شده…
    قبل از این در مورد آقای خلخالی هم از این حرفا می زدن!!!

    • دوست عزیز زخمها خوب می شوند ولی جای زخم همیشه باقی می ماند. زخمهایی که جمهوری اسلامی بر زندگی و جسم و روح ما وارد کرد هرگز التیام یافتنی نیستند و قدیمی نخواهند شد. در مورد آقای خلخالی هم جنایاتشان اظهر من الشمس است سعی در تطهیر ایشان نداشته باشید که جمهوری اسلامی آنقدر ملوث شده که به آب زمزم و کوثر هم سفید نخواهد شد.

  12. آقاي سید محمد حسین عاملیان تو اگه سانديس خور نبودي كه اسم عربيتو كامل نمينوشتي .حتما ميخواي بگي خيلي شجاعي جون عمت …

    • به خدا هرچی فکر کردم بفهمم نوشتن کامل اسم، چه ربطی به ساندیس خوردن داره ، نفهمیدم. شما اگه فهمیدین ما رو هم آگاه کنید.
      غیر از اینکه این ساندیس هایی رو که می گی ، ماهم دیدیم که بین مردم پخش می کنند.
      اما هر وقت با خانواده یا رفقا در این راهپیمایی ها شرکت می کنم ، نگاه عاقل اندر سفیهی به اونایی که می رن ساندیس و … می گیرند می کنم.
      و به رفقای خودم می گم که ضد انقلاب ها از همین چیزا سوء استفاده می کنند دیگه …
      در ضمن من و خانوادم هم اینقدر فقیر نیستیم که محتاج یک ساندیس باشیم

  13. درکشورهایی که ما بهش میگیم فرنگ!!برای گربه وسگشون ارزش قایلند اما در اینجا تنهاچیزایی که ارزش نداره جانو شرف ناموسه که دیدیم در زنداها خودیها چه کردند!!!!!!!!؟؟؟؟

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: